تبليغاتX
تا رهایی -
 

 

سلام بر تو ای غریب آرام آرمیده در غربت

 

سلام بر تو ای  پاکزاد آسمان آبی مشهد

 

سلام بر تو .

 

اگر چه هنوز دستانم متبرک به آستانت است

اما به همین زودی دلتنگ شده ام

آمده بودم تا برایت بگویم و تو بشنوی تا من آرام گیرم

اما تنها توانستم نگاه کنم.......

انگار فقط سکوت می دانست همه ی آنچه را که می خواستم فریاد کنم

حالا اینجا اگر چه دورم اما دلم میخواهد

 آرزوهای خیس خورده در چشمانمان را به زبان خویش معنا کنی

و باور کنی شکوه بهشتت بر روی زمین برای من

ارمغان همان نگاهی است که سالها انتظارش را می برم و صدایی آشنا که برایم آرامش است .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهار در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 16:16 |