آيه آيه هاي کميل دستان خالي و نگاه پر از اميدم را تداعي مي کنند
و قطره قطره ي اشک هايم تو را نجوا مي کنند اي پيداترين تجلي بي نهايت
الهي و ربي من لي غيرک اسئله کشف ضري و نظر في امري
اي خدا اي پروردگار من ،جز تو من که را دارم تا از او
در خواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد و به حالم از لطف توجه کند
شکوه اين زمزمه ها نشان از خدايي دارند که تو صاحب نامش هستي
و کمال اين حروف با وجود توست که جايي براي رخ نمايي مي يابند
يا سريع الرضا اغفر لمن لا يملک الا الدعافانک فعال لما تشا
اي که از بندگانت زود خشنود مي شوي ببخش بر بندهاي که به جز دعا و تضرع
به درگاهت مالک چيزي نيست که تو هر چه بخواهي به قدرت کامله ات مي کني
مي دانم و مي داني اين اميد به بخشايش بي پايان توست که مرا مجال
بيان اين وازه هاي غريب را مي دهدو دستانم را براي تبرک محبتت
تا بالاترين اسمانها هدايت مي کند
يا الهي و سيدي و ربي اتراک معذبي بنارک بعد توحيدک و اعتقده ضميري من حبک
اي خداي من اي سيد و مولاي من آيا باور کنم که مرا در آتش مي سوزاني با
وجود آنکه به توحيد و يکتاييت گرويدم و در باطنم عقد محبتت استوار گرديد؟
تو را اي مولا و خالق ،با تمام ضعف بندگيم فرياد مي زنم
و با تمام سرمايه خويش که مي دانم به آن نظاره داري براي
حال تا ابديت استغاثه مي کنم
ارحم من راس ماله الرجا و سلاحح البکا
ترحم کن به جان کسي که تمام سرمايه اش اميد به توست و سلاحش اشک چشم گريان است

