تبليغاتX
تا رهایی
 

جاده ها نماد رفتند حرکت کردن و آغاز و نوعی امید برای دستیابی به مقصد و اینجا شروع رفتن ما به دیاری است که مردمانش آن را شهر قنات و قنوت و قناعت می نامند و مقصد شهر یزد است .

مسیر ما با عبور از میان کویری آغاز می شود که آسمانش بی ریاترین سقف است و دلش یک رنگترین دل و نظاره بر گلدسته های  حرم مطهر امام راحل سفرمان را پشت بندی می کند .

مسیر حرکتمان با عبور از شهرهای قم و سپس حاشیه ی کاشان و بعد اردستان ادامه می یابد و در دوراهی اصفهان و یزد مقصدمان از مسافران اصفهان جدا می شود و هنوز چهارصد و اندی کیلومتر از مسیر باقی است .

آسمان ابری است و زیبایی کویر با بارش ملایم باران دو چندان می شود .نمی دانم چرا ولی کوهها را با تمام سختی شان دوست دارم و دیدنشان برایم لذت بخش است بلندی شان و استواری شان مرا بر آن می دارد تا آفریننده اش را تحسین کنم و باز هم اورا شکر گویم .

در نزدیکی شهر یزد قرار داریم مردمان خوش سلیقه ی این دیار ورودی شهر خود را همجون شهر شیراز با دروازه ی قرآن آذین کرده اند . محل اسکان ما جایی مشخص است . ساختمان های شهر اغلب خانه های یک طبقه ای است که نمای آن با آجرهای کرم رنگی تزیین شده که چشم را نوازش می دهد و با رنگ کویر هماهنگی خاصی دارد مخصوصا اگر از تهران راهی این شهر شده باشی بیشتر از نظم ساختمان های آن لذت خواهی برد .

در یزد کمتر با چراغ های راهنمایی مواجه می شوی مگر در میادین اصلی شهر که از آن جمله می توان میدان امیر چغماغ را نام برد که تکیه اامیر چغماغ در آن واقع شده .

دخمه و آتشکده از جمله بناهای مربوط به زرتشتیان است و از آثار باستانی آن می توان به باغ دولت آباد زندان اسکندر مسجد جامع یزد که جز آثار برجسته ی آن است اشاره کرد. و همین بافت سنتی و باستانی است که سبب شده تا یزد دومین شهر باستانی دنیا پس از ونیز باشد .

و سوغات این دیار که انواع شیرینی های سنتی و ترمه و منسوجات دستی و فرش هایی با طرح کاشان است.

خونگرمی مردمانش گرمای کویر را بیشتر به دل می نشاند و باز هم این جمله را تداعی می کند که :

 

همه جای ایران سرای من است .َ..

 

+ نوشته شده توسط بهار در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 21:8 |